روزگار عجیبی است شاید هیچ زمانی گمان نمی کردیم روزگاری برسد که همه چشم ها به دست ها باشد آن هم به مچ دست آن هم به دستبندی که بر روی آن بسته شده است. دستبندی از جنس اعتراض
گویی جوانان وطن همت کرده اند تا این بار در نوشتن سرنوشت خود حتی اگر سهمی ناچیز هم در آن داشته باشند دخیل شوند جوانانی که با یقین می گویند او را نمی خواهند مهم نیست چه کسی ولی او را نمی خواهند از این همه تحقیر خسته شده اند صورتشان را سبز می کنند تا بگویند هستند تا دیگران بدانند که هستند این روزها صدای مردم به وضوح شنیده می شود ملتی که نمی خواهد جزئی از دریای بیکران ملت فرضی او باشند .
اینبار کسی حرفی از حماسه نمی زند اما همه از تغییر سخن می گویند سخن همه یکی شده است احمدی نژاد باید برود و یقین بدانیم با اراده جوانان وطن نماد تحجر خواهد رفت. نسلی که از تحقیر، از نادیده گرفته شدن به ستوه آمده است اینبار آمده است . نه برای آنکه بگوید چه می خواهد بلکه برای آنکه بگوید چه نمی خواهد و این نخواستن را عین خواستن می داند. حتی اگر احمدی نژاد بماند و نرود مهم نیست مهم آن است که جوانان وطن به او فهمانده اند که دروغ هایش را باور نکرده اند او باید پاسخ دهد که در برابر این همه نخواستن چه خواهد کرد باید بگوید پاسخ کسانی که این شب ها در خیابان ها فریاد نمی خواهیم سر می دهند را چگونه خواهد داد باید بگوید پاسخ مردمی که خود را جزئی از ملت فرضی او نمی دانند را چگونه خواهد داد.
هرچه بشود و هرکه بیاید جوانان وطن شعار خود را با وضوح کامل سر داده اند احمدی نژاد ر ا نمی خواهیم او باید برود. جوانان ایرانی این روزها تمام قامت ایستاده اند تا بگویند شان ما بیش از این است.
پی نوشت:با توجه به اینکه وبلاگ در انتهای خیال از سوی خدایگان قدرت فیلتر شده است این آخرین پست در این وبلاگ است

در اقدامی عجیب و ناگهانی عالیجناب جومونگ دیشب (و در پخش مجدد امروز صبح) از ادامه رقابت برای کسب عنوان ولیعهدی انصراف داد این انصراف با موجی از ناامیدی در میان طرفدارنش همراه بود.وی بیشترین بخت را جهت کسب این عنوان در اختیار داشت. جومونگ دلیل کناره گیری خود را اعلام نکرده است . گفته می شود در جلسه ای که در دفتر او برگزار شد طرفداران او مصرانه از وی خواستند در تصمیم خود تجدید نظر کند. ولی جومونگ همچنان بر خواسته خود تاکید کرد آگاهان بر این باورند که علت انصراف جومونگ از رقابت ولیعهدی دلایلی مشخصی است که هنوز بر همگان آشکار نشده است. بسیاری از هواداران جومونگ در حال رایزنی با دیگر رقبا هستند تا با آنها به ا جماع برسند.منابع نزدیک به جومونگ خبر از ترک قریب الوقوع او از کاخ را می دهند/پایان خبر
امروز آیت الله خامنه ای در سفسطه ای آشکار در سخنرانی خود در مشهد با اعلام این موضوع واضح که من فقط یک رای دارم گفت اینها که می گویند من از شخص خاصی حمایت می کنم گمانه زنی نابه جایی می کنند زیرا من فقط یک رای دارم و آن رای را هم کسی نمی داند به نام چه کسی به صندوق ریخته خواهد شد این سخن در حالی اعلام شد که در تمامی زمان سخنرانی امروز آیت الله خامنه ای از عملکرد محمود احمدی نژاد دفاع شد و البته ایشان در سخنانش دلیل حمایت بی حد خود از دولت نهم و شخص احمدی نژاد را وسعت انتقاد ها نسبت به رئیس جمهور دانست همچنین رهبری جمهوری اسلامی از سفرهای استانی و آنچه سفر به گوشه و کنار ایران توسط مسئولین خواند تقدیر کرد و خواستار اجرای طرح تحول اقتصادی شد حال مشخص نیست که ایشان چگونه است در عین حمایت قطع از دولت ناکارآمد نهم مدعی آن است که دفاع او انتخاباتی نیست
البته موضوعی که ایشان در پی ادعای داشتن تنها یک رای خود یادآور نشد آن است که هرچند پر واضح است هر ایرانی تنها یک رای دارد و طبیعتا اگر مایل باشد به صندوق می اندازد ولی بی انصافی است اگر ایشان یا شخص دیگری بگوید خامنه ای هم تنها یک رای دارد
چگونه می شود این ادعا را کرد در حالی که صدا و سیمای منصوب رهبری تماما در حال تبلیغ برای یکی از نامزدهای انتخابات دهم یعنی محمود احمدی نژاد است چگونه آیت الله خامنه ای می تواند چنین ادعایی بکند در حالی که سپاه و بسیج تحت امر او با وجود منع قانونی جهت ورود به عرصه سیاست آشکار از محمود احمدی نژاد حمایت می کند.چگونه آیت الله خامنه ای چنین ادعایی می کند در حالی که کمتر کسی است که نقش پسران ایشان در انتخابات گذشته را فراموش کرده باشد رهبر انقلاب اسلامی چگونه چنین ادعایی می کند در حالی که آیت الله جنتی و خدایگان قدرت ایشان در شورای نگهبان به خود حق می دهند که تعداد زیادی از مقبولین مردم را حذف کنند و باز هم چگونه ایشان چنین اعایی می کند در حالی که در تریبون های مختلف از جمله نماز جمعه در حمد محمود احمدی نژاد چیزی کم نمی گذارند
نه آقای خامنه ای این سفسطه ای بزرگی است که شما بیان می کنید این توهین به شعور، به درک و به فهم ملت ایران است بله چون شما ایرانی هستید و یک شناسنامه دارید نمی توانید بیش از یک رای به صندوق بریزید اما واقعیت این است که از بیت شما گرفته تا بسیج، صدا وسیما ، شورای نگهبان و دیگر نهادهای زیر نظرتان یک سازما ن رای دارند که می تواند در تمامی مراحل انتخابات میلیون ها رای سازمان دهی و جا به جا کنند
نکته جالب دیگر آنکه در بخشی از گفتگوی فرزاد حسنی و محمد رضا شریفی نیا، شریفی نیا در پاسخ حسنی سوال کرد که نکند این سوال شما جنبه ی تبلیغ داشته باشد که حسنی با خنده و و با گرفتن فیگوری سینمایی گفت تبلیغ! دیگر می خواهید چه کار کنید فقط مانده است من بگوییم اخراجی های 2 از امشب در سینماها!
![]()
خوشبختانه بالاترین بعد از مدتی توقف به دلایل معلوم مجددا آغاز به کار کرده است به گفته ی مدیران بالاترین این زمان فرصت مناسبی بوده است تا بتوان معایب فنی بالاترین را برطرف نمود و نسخه ای بهبود یافته در اختیار کاربران سایت قرار دهد طبیعتا تشکر از زحمات مسئولان بالاترینی برای برطرف کردن مشکلات پیش امده امری به جا و ستودنی است. بی انصافی است اگر این زحمات را ندیده بگیریم و تنها بر طبل انتقاد بکوبیم در عین حال باید به این نکته نیز اشاره کرد که بالاترین در اواخر دور قبل تنش های زیادی را به خود دیده بود به شکلی که این سایت آرام آرام به جای انکه محلی برای گفتمان میان افکار باشد به مکانی برای ستیز میان افکار و کاربران تبدیل شده بود ستیزی که بعید نیست مشکل پیش آمده برای بالاترین هم ناشی از همان نبرد خیر و شر و یا حتی فراسوی خیر و شر گونه باشد یقینا این اتفاقات و غیبت چند روزه بالاترین بیش از بیش نیاز به فضاهایی مانند بالاترین را برای کاربران اینترنت در ایران مشخص کرد کمبودی که در همین چند روز نیز خود را نمایان کرد
حال که بالاترین مجددا و به گفته ی مدیران از لحاظ فنی به نحوی شایسته تر پای به عرصه گذاشته است در اغاز به کار مجدد بالاترین بد نیست همه دوستان بالاترین فارق از عقاید و افکار خود دست به دست یکدیگر بدهند تا این محیط دیگر دچار خدشه و احیانا اختلال نگردد همه ما باید سعی کنیم در این شرایط دست به دست یکدیگر بدهیم تا دیگر شاهد برخوردهای زشت از سوی عده بر ضد عده ای دیگر نباشیم تا به معنای واقعی شاهد رقبابت میان کاربران این سایت برای بسط و گسترش دموکراسی باشیم. بلکه نهادینه کردن دموکراسی را دست کم در بالاترین محقق کنیم
مدیران بالاترین هم به خصوص در بخش نظارت باید دقت بیشتری داشته باشند تا کمتر شاهد درگیری های بی معنی در قالب لینک های گفتگو محور باشیم و از سویی به گونه ای رفتار نکنند که شائبه حمایت از یک گروه یا جریان فکری حاص برای عده ای دیگر از کاربران تداعی گردد
در پایان از همه دوستان درخواست می کنم تا قدر این محیط دوست داشتنی در دنیای مجازی ایرانیان و فارسی زبانان را بدانند تا ثمرات این فضا به ورطه نابودی و پوچی کشیده نشود. و روز به روز شاهد گسترش و افرایش محبوبت و محتوای بالاترین باشیم.
اینبار چهره درهم عادل فوتبال ایران این حقیقت را اثبات کرد که در این کشور صدای عدالت خفه خواهد شد و چهره حقیقت درهم فرو خواهد رفت باشد تا دیکتاتورها به نوایی برسند و چند صباحی بیشتر بر مسند قدرت بمانند.
ضمن حمایت مجددا از عادل فردوسی پور و برنامه نود عمل زشت سازمان تربیت بدنی، مخابرات و فدراسیون فوتبال محکوم وسزاوار سرزنش است

در ابتدا نمی توانم تحسین خود را از آغاز با شکوه برنامه های بی بی سی پنهان کنم واقعیت این است که این شبکه به نحوی عالی در حال طی کردن روزهای ابتدایی خود است و همه چیزش در حد استاندارهای بالای یک شبکه تلویزیونی است. بخش های خبری متنوع،تحلیل های پخته و در عین حال به جا و کافی، سرگرمی های به موقع ، همه اینها نشان از یک شبکه حرفه ای دارد.به عنوان مثال آپارات در اولین برنامه خود با عنوان دماغ به سبک ایرانی مستندی فوق العاده بود با جذابتی مثال زدنی و دیدنی.
شاید اولین تلاش های شبکه فارسی بی بی سی در ابتدای کار آن باشد تا نظر منفی ایرانیان نسبت به انگلیس را برطرف کند. خبررسانی ، نظرسنجی ها و تقریبا تمامی برنامه ها به گونه ای سعی در برطرف کردن این پیش زمینه ذهنی ایرانیان دارد ولی به هر حال نمی توان آغاز با شکوه این شبکه ماهواره ای را نادیده گرفت و البته سوالی که ذهن را درگیر می کند ان است که آیا این سطح کیفیت در ادامه نیز حفظ خواهد شد یا خیر؟
به هر حال بی بی سی در ابتدا توانسته است رضایتمندی قابل قبول در میان بینندگان خود ایجاد کند. در عین حال با وجود خرسندی نسبت به از آغاز به کار این شبکه ته دل را ای کاش ها متعددی آزار می دهد. ای کاش هایی که شاید به این زودی ها از چارچوب آرزوهای ما خارج نشود. کاش می شد برای رسیدن به رویاهایمان این همه ای کاش نگویم. کاش آنقدر فضای جامعه رادیکال و بسته نبود تا مطبوعات و تلویزیون های خودمان در کشور می توانستند نظرهای مستقل و حقیقی جامعه را بیان کنند.ای کاش تنگ نظری ها را پایانی بود تا مردم بهتر می دانستند چه هستند و چه باید بکنند.کاش وفتی خبری را از صدا و سیمای ایران می شنیدیم اینقدر به صحت خبر شک نمی کردیم تا مجبور به چک کردن خبر از منابع دیگر باشیم. کاش در مملکت خودمان می توانسیتم مستند دماغ به سبک ایرانی را به تماشا بنشینیم. کاش برای دانستن واقعیت اینچنین آواره شبکه های خبری خارجی نمی شدیم .خلاصه اینکه کاش خودمان یک بی بی سی مستقل داشتیم و در نهایت ای کاش مسئولین کشور ای کاش ها را کمی جدی تر می گرفتند، ای کاش
با جمله ای منتسب به استالین سخن را آغاز می کنم او می گوید مرگ یک انسان تراژدی است. مرگ هزاران انسان یک آمار. واقعیت آن است که انسان ها در مورد کشتارهای هولناک تنها در مقابل یک آمار قرار می گیرند که گویی هر روز بر آن افزوده می شود یک روز رقم کشته500 است و فردا 800 و به راستی برای ما که در اینجا در گوشه ای دیگر از دنیا نشسته ام چه تفاوتی میان 800و 801 وجود دارد حال آنکه اگر اندکی ژرف تر بنگریم خواهیم دید همان یک، جنازه ی کودک است که مادری را به سوگ نشانده است. درست که یک انسان نمی تواند درد همه بشر را به دوش بکشد درست است که انسان ها اصولا این ظرفیت را ندارند تا بر مصائب همه عالم ماتم بگیرند همان گونه که نمی توانند بر همه وجد عالم قهقهه بزنند ولی سخن اینجاست که آنان که این روزها سخت مرگ کودکان و غیر نظامیان در غزه آزارشان می دهد انان که از خود بی خود شده اند تا بر جنایات اسرائیل در آن سوی مرزها اعتراض کنند چگونه است که در مقابل فجیع ترین نوع کشتار که همان سنگسار است خاموش به نظاره می نشینند و گاه و بیگاه ان را مجازات می نامند؟ چگونه است که اشک مادری و درد پدری قلبشان را به درد می اورد اما مشاهده اصایت سنگ بر سر انسان محکوم به سنگسار هیچ تکانشان نمی دهد؟ اینان مگر نمی دانند که کشتار انسان را با مقیاسی عددی نمی سنجد و مگر در دین و آیین خود این کلام شریف را که کشتن یک انسان با کشتن صدها انسان برابری می کند نشنیده و نخوانده اند؟ پس این سکوت و در کمال تاسف همراهی برای چیست؟ حال آنکه در مقابل جنایات اسرائیل در غزه هیچ از دست ما بر نمی اید اما در مقابل سنگسار در وطن با یک صدایی می توان کاری کرد
وجدان های بیدار که این روزها به اوج بیداری و هوشیاری رسیده اند چگونه در مقابل زخم پیشانی یک انسان گرفتار در گودال مرگ خاموش هستند؟ چرا این وجدان های بیدار عقل خود را اندکی بیدار نمی کنند تا در مقابل انواع و اقسام جنایت اعتراض کنند و همه فجایع را ببینند و محکوم کنند؟!
از این وجدان های بیدار و آگاه باید پرسید به راستی چه تفاوتی میان جنایتکارانی که در روز روشن دیوار بر سر آدم ها خراب می کنند و جلادانی که در خفا سنگ و آجر بر سر آدم ها می کوبید وجود دارد؟ که اگر پاسخ تنها در کمیت کشتار و کیفیت عمل طرفین است باید همه ما مصیبت غزه و سنگسار را فراموش کنیم و بر این ناآگاهی و جهل عظیم زار زار بگرییم
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرندهتر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی
بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده
کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته
بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده
کجایید ای نوای بینوایی
درین بحرید کین عالم کف اوست
زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت های عالم
زکف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد زن نقش سخن شد
بهل نقش و به دل رو گر زمانی
برآی ای شمس تبریزی ز مشرق
که اصل اصل هر ضیایی
همچنان که اشاره شد شعر از مولانا با صدای کامکار