در عمیق ترین خواب
گور کن در انبوه مردگان
در میان زندگان
در حضور نکیر و منکر
فریاد می زد به تابخانه بازگردید
آنقدر با خود آرزو آورده است
که دیگر جایی برای خودش نیست
...... در هیاهو
زندیق رقاص ندا سر داد
آروز ها را در آورید
او را چال کنید
...
قهقهه می زدم
راست می گویند
آخر الزمان است!