امروز روز عاشوراست روزي كه بر اساس روايات شيعه، امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش در كربلا كشته شده اند يقينا حسين براي ما فراتر از يك نام است حسين براي ايرانيان به همان نسبت كه اسطوره گذشت و فداكاري است اسطوره اي از حق خواهي و استواري و ثابت قدمي نيز هست . او به واقع خود را انساني مختار معرفي كرد كه هرچه کرد خود را مسئول ان دانست و تقديرنتوانست زنجیری برای او بسازد به هر صورت عاشورا تاثير ژرفي بر فرهنگ ما گذاشته است و ابدا نمي توان آن را حذف و يا ناديده گرفت چون اصل واقعه عاشورا در جامعه ایرانیان انكار نشدني است هرچند در كيفيت و چگونگي شهادت امام حسين نقل قول فراوان است . جايي مي خواندم كه
اگر بخواهيم عاشورا را به استناد همه روايات بررسي كنيم بايد تنها بگوييم امام حسين مقتول شده است چون حتي در مورد مكان و زمان كشته شدن امام حسين هم منابع گوناگون با يكديگر تفاوت دارندبه هر صورت در اين بخش به نحوه ي جنگيدن و كيفيت كشته شدن امام حسين به نقل از منتهي الآمال نوشته ي شيخ عباس علي قمي خواهم پرداخت و نتيجه گيري را به خوانندگان خواهم سپرد
« پس ان حضرت جامه اي چاك پوشيد و با شمشير به سوي كارزا بيرون شد. پس مقابل آن قوم ايستاد در حاليكه شمير خود را برهنه در دست داشت و مبارز مي طلبيد و هر كه را در برابر ان فرزند اسدالله الغالب مي آمد به خاك مي افكند تا آنكه كشتار عظيمي نمود و جماعت بسياري از شجاعان را به جهنم فرستاد.ديگر كسي جرات ميدان آن حضرت نكرد پس ان حضرت حمله نمود مي زد و مي كشت و گاهي كه ابطال رجال بر آن حضرت حمله مي كردند چنان بر ايشان مي تاخت كه ايشان چون گله گرگ ديده مي رميدند و حاضر جنگ او نمي شدند پس ان حضرت به لشكر كفر حمله مي كرد
"اين شهر اشوب" نقل مي كند كه آن حضرت يكهزار و نهصد و پنجاه تن از آن لشگر را به درك فرستاد سواي آنانكه مجروح و زخمي فرموده بود آن وقت ابن سعد لعين بدانست كه در پهن دشت آفرينش هيچكس را قوت و توانايي نيست كه با امام حسين (ع) كوشش كند و اگر كار بدين گونه رود آن حضرت تمام لشگر را طعمه شمشير خود گرداند.لاجرم به سپاهيان بانگ زد همگي هم دست شويد و از هر جانب به او حمله كنيد
پس آن لشگر فراوان از هر جانب بر آن بزرگوار حمله آوردند و تير اندازان كه چهار هزار بشمار مي رفت تيرها بر كمان نهادند و به سوي آن حضرت رها كردند پس آن حضرت بانگ بر آورد كه اي آل ابوسفيان اگر دست از دين برداشته ايد پس در دنيا آزاد مرد وبا غيرت باشيد.پس سپاهيان بر آن حضرت حمله كردند و ايشان چون شير غضبناك در مقابل آن ها ايستاد بر صف دشمن مي تاخت و با لب تشنه و بدن خسته از كشته پشته مي ساخت و مانند برگ خزان سرهاي آن منافقان را بر زمين مي ريخت به روايت منقوله از امام باقر زياده از سيصد وبيست جراحت يافت و زيادتر هم روايت شده است و جميع آن زخم ها در پشت و روي آن حضرت بود در اين هنگام حضزت به دليل ضعف و خستگي و كثرت تشنگي توقف كرد تا ساعتي استراحتي كند كه ناگاه ظالمي سنگي انداخت به آن حضرت و ان سنگ بر پيشاني مبارك فرود آمد و خون از جاي او بر صورت نازنينش جاري گرديد حضرت جامه خويش را برداشت تا خون صورت را پاك كند كه ناگه تيري كه پيكانش زهر آلود وسه شعبه بود بر سينه مباركش و به قولي بر دل مباركش رسيد و از آن سوي سر به در كرد پس تير را از قفا بيرون كشيد آنگاه كف دست خون آلود خود به محاسن و صورت كشيد و صورتي خون آلود و خضاب كرده، فرمود جدم رسول خدا را خواهم ديد و نام كشته شدگان را به او عرضه خواهم داشت و در آن وقت ضعف بر آن حضرت غلبه كرد و از كارزار باز ايستاد پس كافري به سوي آن حضرت روانه شد و ناسزا مي گفت و با شمشير ضربتي به سر مبارك وارد كرد كلاهي كه بر سر مبارك حضرت بود شكافته شد و خون جاري شد.
راوي مي گويد شمر بي ذي الجوشن لشگر خود را ندا داد كه براي چه ايستاده ايد و انتظار چه مي بريد چرا كار حسين را تمام نمي كنيد پس همه از همه سو بر آن حضرت حمله كردند پس عمر سعد گفت به مردي كه در طرف راست او بود به طرف حضرت برود و او را راحت كند.، خولي بن يزيد چون اين بشنيد به سوي قتلگاه سبقت گرفت و دويد چون پياده شد و خواست سر مبارك آن حضرت را جدا كند لرزشي او را گرفت و نتوانست شمر به وي گفت خدا بازويت را تكه پاره كند چرا مي لرزي پس خود آن ملعون سر مقدس آن حضرت را جدا كرد.....
پس در آن هنگام غبار سختي كه سياه و تاريك بود در هوا پيدا شد و بادي سرخ وزيدن گرفت چنان هوا تيره و تار شد كه هيچكس عين و اثري از ديگري نمي ديد....
چون حضرت به درجه رفيع شهادت رسيد اسب آن حضرت در خون آن حضرت غلطيد و سر و كاكل خود را به خون شريف آلايش داد و با صوتي غمگين روانه سراپرده شد چون به نزد خيمه آن حضرت رسيد چندان صيحه كرد و سر خود به زمين زد تا جان داد دختران امام (ع)چون صداي حيوان شنيدند از خيمه بيرون دويدند پس دانستند آن حضرت شهيد شده آنوقت غوغاي رستخيز از پردگيان عصمت بالا گرفت و فرياد واحسينا و وا اماما بلند شد.»
كدخدای دهكده اي كه همه اهالي آن سيد بودند در كوچه هاي دهكده قدم مي زد چشمش به مرد غريبي افتاد كه كنار كوچه نشسته و گريه مي كند كدخدا پرسيد چه كاره اي و چرا گريه مي كني ؟ و اسمت چيست؟
گفت علي هستم ، غريبم و بيكار ، كدخدا دلش به حال مرد غريب سوخت و دست علي را گرفت و بدست صاحب قهوه خانه ي دهكده داد و گفت به عنوان شاگرد قبولش كند. صاحب قهوه خانه قبول كرد وعلي در قهوه خانه مشغول به كار شد. روز بعد باز كدخدا علي را ديد كه كنار كوچه نشسته و گريه مي كند پرسيد ديگر چرا گريه مي كني گفت همه زن دارند و من زن ندارم. كدخدا دلش به حال علي سوخت و بصاحب قهوه خانه گفت ، تا دخترش را به او بدهد و صاحب قهوه خانه همين كار را كرد. چند روز بعد باز كدخدا علي را ديد كه اه و ناله سر مي دهد و اشك مي ريزد . پرسيد ديگر چرا گريه مي كني ؟ كار مي خواستي كه دادم زن مي خواستي كه برايت گرفتم ديگر چه دردي داري ؟ گفت همه خانه دارند ولي من خانه ندارم و بايد من و زنم هر شب در قهوه خانه پدر زنم بخوابيم . كدخدا خانه اي به او داد وصاحب منزلش كرد . چند روز بعد باز كدخدا علي را ديد كه به ديوار تكيه داده و گريه مي كند، پرسيد حالا كه هم چيز داري ديگر درت چيست ؟ علي گفت اهل اين قريه همه «سيد» هستند و از سادات جليل القدرند فقط من يك نفر «عام» هستم و مثل «پيازي داخل مركبات» شده ام . از اين بابت و تفاوتي كه با اهالي ده دارم رنج مي برم . كدخدا فكري كرد و دست علي را گرفت و به بزازي برد و چهار متر شال سبز خريد، دو مترش را دور سر علي و دو مترش را دور كمر او بست و سيدش كرد و رفت روز بعد باز ديد علي كنار كوچه نشسته است و گريه مي كند اين بار با خشم و عصبانت پرسيد مرضت چيست؟ علي اين مرتبه چرا گريه مي كني؟ علي جواب داد اين مرتبه به خاطر غريبي جدم گريه مي كنم
سخنان آيت الله خامنه اي در جمع روحانيون قم اين نظريه را كه رهبري ايران تمايلي به پيروي اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم ندارد بار ديگر آشكار كرد
از زمانی که آیت الله خامنه ای محور سخنرانی ها و پیام های خود را به سوی انتخابات مجلس هشتم معطوف کرده است موضوع قابل ذکر که بیش هر موضوع خود را نمایان كرده است تضاد رهبری جمهوری اسلامی ایران با اصلاح طلبان و تاختن شدید وی به اردوگاه اصلاح طلبان است
سوالی که در این میان مطرح است آن است که آیا آيت الله خامنه اي شخصا وارد عرصه رقابت ها انتخاباتی شده است و رقيب اصلي اصلاح طلبان شخص رهبري است ؟ هرچند ايشان نامي از گروههای اصلاح طلب نياورده است ولی برای همه کسانی که اندک اطلاعی از سیاست ایران داشته باشند واضح است جهت سخنان رهبر ایران در اين مدت در جهت تضعیف اصلاح طلبان بوده است
البته با نگاهی دموکراتیک مي توان گفت که ايرادي بر موضع گیریهاي رهبری جمهوری اسلامی ایران وارد نيست و شخص رهبر نیز حق دارد از یک طیف و گروه حمایت کند و حتی خود را به عنوان رهبر گروهی معرفي كند و از حزب يا گروه رقيب انتقاد كند کما آنکه در همه دنیا همین گونه است و تمامی اشخاصی که به نوعی به صورت انتخابی یا انتصابی به قدرت رسیده اند به صورت آشکار از حزب یا گروهی حمایت می کنند اما موضوعی که در مورد رهبر ایران موضوع را پیچیده می کند آن است که تمام رسانه های تصویری و گفتاری و اکثر رسانه های نوشتاری در اختیار و يا تحت لوای رهبری ايران هستند و آن دسته قلیلی از رسانه ها نيز که همراه ایشان نیستند توان و امکان انتقاد از آیت الله خامنه ای را ندارند و بدین صورت تمامی انتقادات مطرح شده از سوی رهبری بی پاسخ می ماند و این موضوع تا اينجا ضربه ای اساسی بر پیکره ی اصلاح طلبان در این دوره وارد کرده است
البته در چند سال گذشته مواردی هم بوده است که حمایت رهبری از یک گروه یا شخص منجر به شکست آنها شده است که شاید واضح ترین آن به انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ باز می گردد آنجا که با وجود حمایت رهبر جمهوری اسلامی ایران از کاندیدای محافظه کاران ، آقای ناطق نوری نتوانست کرسی ریاست جمهوری را به دست آورد. هرچند این رخداد در این دوره بعید به نظر می رسد.
اما آنچان که از اوضاع بر می آید با توجه به پوشش وسیع رسانه ای سخنان رهبری و با توجه به سازمان دهي و پراكندگي ارگان هاي، نهاد ها و تشكل هاي حامي ايشان در سطح جامعه ، در اين دوره حمایت و یا عدم حمایت ایشان از گروهی به صورت مستقیم و نه معکوس عمل خواهد کرد . در واقع در اين دوره اصلاح طلبان نمي توانند به اين دل خوش كنند كه لجاجت مردم با رهبري منجر به پيروزي آن ها خواهد شد
در پايان رجوعي خواهيم كرد به سخنان آيت الله خامنه اي در چند وقت اخير پيرامون انتخابات، تمامي اين متن ها از سايت آيت الله خامنه اي برداشته شده است
«حالا اندكى بعد، انتخابات ملت ايران در پيش دارد. من دربارهى انتخابات انشاءاللَّه توصيههائى دارم و عرض خواهم كرد به ملت ايران. اين يكى از آن عرصههاى مهم است. اين جا بايستى ملت ايران هوشيارى بهخرج بدهند، بدانند كه اين يكى از همان امتحانها، يكى از همان عرصههاى كارآمدى، يكى از همان پيچهائى است كه از غفلت ما در آنجا ممكن است دشمن استفاده كند و ضربه به ما بزند»
8/10/86 ديدار با مردم عيد غدير
«حساسیت رهبری در مورد انتخابات به این دلیل است كه مبادا افرادی با گرایش به سلطهپذیری و احساس ضعف در برابر قدرتها و منفعل در مقابل هوچیگریهای بینالمللی به مجلس راه یابند»
12/10/86 در جمع مردم يزد
«ما هر سال يك انتخابات داريم راه مىاندازيم؛ مگر غير از اين است؟در داخل چرا يك عدهاى صريحاً ميگويند دموكراسى و مردمسالارى نيست، يا صريحاً نميگويند؛ جورى ميگويند كه معنايش همان «نيست» است؟ ميگويند آقا ما بايد براى ايجاد مردمسالارى در كشور تلاش كنيم! چيزى كه هست. ميخواهيد براى ايجاد آن چيزى كه هست، تلاش كنيد؟»
در جمع مردم دانشچويان يزد- 13/10 /86
«دشمن به خیال خود تصور میكرد بعد از اجرای این محورها در مدت ده سال، با یك جرقه میتواند قشرهایی از مردم را بر ضد نظام بشوراند و ماجرای تیر ماه سال 1378 در همین چارچوب قابل تحلیل است. دشمن در طراحی خود حتی تلاش كرد افرادی از عناصر فعال در عرصهی فكری كشور و برخی از كسانی را كه در بعضی مسوولیتها بودند به سوی خود بكشاند؛ اما در مجموع به دلیل بنیه بسیار قوی انقلاب اسلامی و هوشیاری مردم و مسوولان، در طراحی خود موفق نشد»
16/10/86 در جمع مسئولين يزد
«در چهار سال قبل كه عدهاي با راه انداختن يك نمايش و بازي قصد تعطيلي انتخابات را داشتند، با لطف خداوند و ايستادگي مردم نتوانستند انتخابات را تعطيل كنند»
در جمع روحانيون قم –19/10/86
«آن دستهاي كه رييسجمهور امريكا از آن اعلام حمايت كرده است بايد فكر كنند كه چرا امريكا ميخواهد از آن دسته حمايت كند و آن دسته چه نقصي داشته كه امريكا را به فكر حمايت از آن انداخته است.»
در جمع روحانيون قم –19/10/86
بدون قصاوت متن سخنراني حسن روحاني در سال ۱۳۶۶ در مقام رئيس كمسيون دفاع مجلس را منتشر مي كنم وي در اين سخنراني با ذكر روايتي از امام صادق گفته است اگر مي خواهيد امام زمان ظهور كند، جهاني امن و خالي از چپاول و غارت داشته باشم بايد جنگ را ادامه دهيد بايد كشته بدهيد
متن سخنراني حسن روحاني:
روايتي عجيبي ديدم از امام صادق ، اين روايت مربوط به دوران ظهور ولي عصر امام زمان است. امام از ويژگي هاي مهدي منتظر براي ياران و اصحابش سخن مي گفت همه بال در آوردند گفتند يابن رسول الله آن زمان كي مي رسد كي مي شود ولي الله اعظم ظهور بكند، مهدي شما قيام كند ، دنيا را پر از عدل و داد بكند ،امام فرمودند «لو يعلم الناس يصنعه القائم اذاخرح لا حب اكثر هم ان لا يره مما يقدر الناس حتي يقول كثير من الناس ،ليس هذا من آل محمد لو كان من آل محمد لرحم، فقلت نتمني القائم اذا كان علي هذا» امام فرمودند اگر مردم بدانند هنگام ظهور امام زمان چه اتفاق مي افتد ،اگر ميدان جنگ و جهاد و كشتار را ببينند كه به دست امام زمان چقدر ادم كشته مي شوند ، خيلي ها دلشان مي خواهد امام زمان را نبينند و دوران حكومت او را شاهد نباشند ، به دليل آن همه قتل و كشتار ، وقتي امام صادق عليه السلام اين را گفت همه آنهايي كه بال در آورده بودند ، كه امام زمان زودتر ظهور بكند، هريكي از آن ها برگشت و گفت يابن رسول الله چرا زودتر ظهور بكند هرچه دير تر بهتر ، اگر بناست امام زماني بيايد كه جنگ باشد ، كشتار باشد ، مجروح باشد ، معلول باشد ، تشييع جنازه باشد ،شهيد باشد ،جنگيدن باشد ، ما آن امام زمان را نخواسته بوديم ، ما امام زماني را خواسته بوديم ، كه بيايد و با آمدنش جنس ها ارزان شود بعضي ها گويند در زمان امام زمان جنس را آدم ها با صلوات مي خرند ، پول هم نمي خواهد هيچي نمي خواهد ، ما امام زماني نمي خواهيم كه وقتي آمد جنگ داشته باشيم ، باز معلول داشته باشيم باز مجروح داشته باشيم «فما نتمني القائم» پس چرا ما بايد در آرزوي ظهور آن حضرت باشيم امام صادق عليه السلام فرمودند «سبحان الله اما تحب ان يظهر العدل و يامن السبل» شما نمي خواهيد عدل مستقر شود شما نمي خواهيد ظالمين نابود شوند ، شما نمي خواهيد زمين محل عبادت خدا باشد ،شما نمي خواهيد حق مستقر باشد شما نمي خواهيد جهان سرزمين امن باشد به جاي اينكه سرزمين چپاول و غارت باشد شما به دنبال زندگي راحت هستيد ، بي ترديد بسياري از آدمهايي كه امروز درباره جنگ و جهاد و ادامه جنگ حرف مي زنند ، بايد به آن ها گفت «سبحان الله اما تحب ان يظهر العدل و يامن السبل ...»
نقل از روزنامه اطلاعات شماره 18196 صفحه 13 – 24/3/ 66 از سخنراني حسن روحاني رئيس كمسيون امور دفاع مجلس شوراي اسلامي در مجلس بزرگداشت شهيد مهدي اكرمي