نه از سر شعف و نه باكوله باري از اميد بلكه با ترديد و ياس اين مطلب را مي نويسم در اين روزگار بهانه براي نوشتن كم نيست از موضوعات اچتماعي بگيريد تا اتفاقات سياسي و فرهنگي همه جاي بحث دارد ولي امروز چنان از تبريكات پيايي سردرگم شده ام كه نمي توانم سکوت كنم و بنا دارم چند سطري پيرامون اين موضوع بنويسم
اجازه دهيد در آغاز از زبان مرد ميانسالي شروع كنم كه در مترو مي گفت اين ...شعرها كه مي گويند مزخرف است كدام پيروزي فردا مي خواهند تحريممان كنند اينها نشسته اند به هم تبريك مي گويند و دوست همراهم مي گويد پس نتيجه اين پيروزي ها چيست اوضاع كه روز به روز بدتر مي شود اگر به پيروزي رسيده ايم پس چرا مدام نفت و طلاگران مي شود اگر موضوع هسته اي حل شده است كه بايد طلا و نفت ارزان شود جواني مي خندد و مي گويد خلاص به دنبال زير زمين باشيد كه كروز ها دارد مي آيد و شخص ديگرلبخندي مي زند و روي خود را به سمت ديگر برمي گرداند گويا هيچ علاقه اي به شنيدن اين موضوع ندارد
سكوتم شكسته مي شود از مرد ميانسال مي پرسم چه كاره اي؟ مي گويد كارمند گمرك با حقوق حدود 300 هزار تومان كه تازه ماهي 80 هزار تومان وام مي دهد و مستاجر هم هست جرات نمي كنم بپرسم چقدر اجاره مي دهي مي دانم اگر اين را بگويم سفره دلش بيشتر باز مي شود و بايد همان ناله هاي هميشگي را از زبان اين مرد بشنوم رفيقم از مترو پياده مي شود ولي آن مرد هنوز هم دارد ناله و نفرين مي كند و به قول خودش به دانه درشت ها فحش مي دهد مي گويد زنش معلم است و گويا بناست با حقوقش وام سمندي را بپردازد كه در مقابل خودرو فرسوده خود خريده اند.خودرويي كه در طول ده ماه گذشته تنها سه هزاركيلومتر رفته است ان هم براي مدرسه بچه ها
نوبت من مي شود كه ازمترو پياده شوم با مرد ميانسال خداحافظي مي كنم و از پله هاي اتوبوس پايين مي آيم و آرام آرام به سمت خانه مي روم در ذهنم اخبار را مرور كنيم رايس مي گويد گزارش آژانس راه را براي قطعنامه ي جديد هموار كرده است از سويي خليل زاد بر اين نظر است كه كساني كه از گزارش آژانس چيز ديگري برداشت مي كنند در فهم گزارش دچار اشتباه شده اند و در گوشه اي ديگر از اخبار به ياد مي آورم كه مانور مشترک نظامی فرانسه و امارات در خلیجفارس به زودي شروع خواهد شد از سويي بانك هاي چين كشوري كه آن را حامي خود مي دانيم سطح اعتبارات اختصاص داده خود به ايران را كاهش داده اند و اين موضوعي است كه از سوي مقامات ابراني نيز تاييد شده است فرضيه ديگري نيز در اين شرايط بر مسئله هسته اي ايران سايه افكنده است عده اي معتقدند آژانس درحال كسب اطلاعات نظامي و علمي از ايران است
حال به آن روي سكه مي روم جايي كه رسانه هاي حكومتي ايران مدام از يك پيروزي بزرگ صحبت مي كنند برداران بسيجي روبروي درب ورودي دانشگاه تهران به مردم شيريني تعارف مي كنند احمدي نژاد در تلويزيون ظاهر مي شود و به مردم به دليل پايداري تبريك مي گويد. دبیر شورای عالی امنیت ملی، پیش نویس قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل را فاقد مبنای قانونی مي داند باز هم احمدي نژاد در پيامي به رهبر انقلاب پيروزي تاريخي در برابر نظام سلطه را خدمت ايشان تبريك مي گويد.
با خود مي گويم ما را چه شده است كه گزارش دو پهلوي يك نهاد نه چندان قدرتمند را پيروزي بزرگ خود مي دانيم ولي قطعنامه ي شوراي امنيت را كاغذ پاره اي بيش نمي دانيم به ياد مسابقه فوتبالي مي افتم كه يك طرف به خاطر گل زده خود سرشار از شادي و شعف است و از گل هاي خورده خود سخت غافل است. در افكار سياسي خود پرسه مي زنم كه كودكي سر راهم قرار مي گيرد و اصرار دارد برگه دعايي از او بخرم زنجير افكارم گسسته مي شود تا مي آيم به خود بياييم كودك مشتري جديدي پيدا كرده است و به دنبال او مي دود
حس غريبي وجودم را فرا مي گيرد به راستي از كدام پيروزي سخن مي گويند هرچه مي نگرم پيروزي بزرگي كه ارزش چنين تهنیتی داشته باشد نمي بينم زير لب زمزمه مي كنم كه به كجا مي برد اين اميد ما را ؟!