تبليغاتX
در انتهای خیال

 

 ديشب در شب درگذشت خسرو شكيبايي يكي از شبكه هاي تلویزیونی لس آنجلسي موضوع برنامه ي خود را به درگذشت اين هنرمند اختصاص داده بود اما در عين ناباوري اين برنامه بيشتر به يك برنامه تفريحي تبديل شده بود که اغلب با شوخی و مزاح طی شد.

نكته جالب آنكه در اين برنامه مجريان مرد برنامه از خانم مجري مي پرسيدند كه چه چيز شكيبايي را مي پسنديد تيپش را يا قيافه، چه چيزش براي شما جذاب بود و مجري خانم فرموند صداي ايشان براي من جذاب بود در همين حال يكي ديگر از مجريان فرمودند خود اين طبيعي است چون براي مردان جذابيت هاي تصويري مهم است و براي خانم ها جذابيت هاي شنوايي، در همين حال مجري برنامه از خانم هايي ! كه ببينده برنامه آن ها بودند درخواست كرد در پيام هاي تلفني خود در مورد جذابيت هاي خسرو شكيبايي براي آن ها سخن بگويد هرچند در عمل بينندگان برنامه متانت بيشتري به خرج دادند. اما نوع برخورد اين برنامه با مرگ شكيبايي عجيب و غير قابل لمس يود نكته ديگر آنكه با مقايسه شكيايي با داريوش و اشاره به بیماری قدیمی داريوش ، موضوع مرگ خسرو شكيبايي به گونه اي مطرح شد كه گويي شكيبايي بر اثر اعتياد جان خود را از دست داده است.

البته اين متن به جهت انتقاد از اين يك شبكه ي  لس آنجلسي نيست زیرا  اين شبكه ها آنچنان ریشه دار و و در نتیجه قابل نقد نيستند ليكن موضوع قابل توجه تفاوت فرهنگي است كه ميان ايرانيان ساكن غرب با ايرانيان مقيم ايران در این سالها ايجاد شده است. لازم به توضیح است در گذشته نيز شاهد تفاوت در نوع برخورد با اتفاقات نظير درگذشت خسرو شكيبايي بوده ايم كه شايد بارزترين آن همان گزارش فوتبال گونه مرگ مهستي بود كه در نوع خود براي اكثر ايرانيان قابل درك و هضم نبود.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 0:2  توسط خیال  |