تبليغاتX
در انتهای خیال
آنچه در اين چند روز در مورد ماجراي مشايي گذشته است مرا متقاعد كرد تا عميقا حمايت خود را از او اعلام نمايم البته آنچه مسلم است در مورد دولت احمدي نژاد و شخص آقاي مشايي به عنوان رئيس سازمان گردشگري و ميراث فرهنگي انتقادات زيادي وارد است و ابدا نمي شود آن ها را ناديده گرفت منتهي در مورد اين قسمت از ماجراهاي پرهيجان دولت نهم از نظر من بايد شديدا حامي آقاي مشايي باشيم و بر او درود بفرستيم.

موضوع را از دو ديدگاه بررسي كنيم يكي نگاه داخلي و ديگري خارجيو بين المللي،‌ از نگاه خارجي يقينا اين گفته ها به سود ايران است در بدترين حالت ممكن است ايران(جمهوري اسلامي ايران) كمي از حاميان خود را كه با شعارهاي ضد اسرائيلي احمدي نژاد جذب خود كرده است از دست بدهد كه شايد به خودي خود هم اين مورد به ضرر ايران نباشد.اما جنبه ي مثبت اين حادثه در بعد بين المللي بسيار گسترده تر و نيكوست. شنيده شدن صداي ايرانيان دگر انديش در جوامع بين المللي خواسته اي است كه بسياري از روشنفكران ايراني براي آن بهاي بسيار سنگيني مادي و معنوي پرداخت مي كنند و در نهايت نيز با رسانه هاي ضعيف داخلي و بدون بلندگوي قوي همانند دولت هرگز نتوانسته اند پيام  واضحي  به جهانيان مخابره كنند در اين مورد آقاي مشايي اين لطف را كرده اند و با بلند گويي قوي پيامي مهم را به جهانيان مخابره كرده اند پيامي كه سالهاست ايرانيان ساكن ايران جرات به زبان آوردن آن را ندارند يقينا با اين رخداد جهانيان(افكار عمومي و حاكمين)  خواهند فهميد كه همه ي ايرانيان در مورد محو اسرائيل هم نظر با سردمداران بي منطق ايران نيستند و صداهاي مختلفي از ايران به گوش مي رسد همين موضوع كافي است تا گفته هاي مشايي از نگاه حارجي و بين اللملي را به سود ايران قلمداد كنيم

اما از لحاظ داخلي مسئله عميق تر و قابل بررسي تر است تا به حال به ياد نداشته ايم كه هيچ مقام رسمي و حتي نيمه رسمي صحبت پيزامون دوستي با هرانچه اسرائيل مي ناميم داشته باشد و صرفا اعلام همين خبر مي تواند پيش زمينه اي براي شكستنه شدن وحشت و ترس اعلام دوستي با اسرائيل باشد. اما موضوع به همين جا نيز ختم نمي شود بياييد از ديدگاه اجتماعي ، سياسي و مذهبي نيز به قضيه نگاه كنيم در كداميك از اين موارد سخنان مشايي را بايد مضر بدانيم از نگاه اجتماعي و آنجا كه صحبت از حاميان احمدي نژاد است بيان اين موضوع از سوي يكي از اعضاي كابينه او مي تواند ضربه اي مهلك به محبوبيت او در ميان طرفداران اكثرا مذهبي او داشته باشد و از سوي ديگر مي توان بسياري از عوام مردم را  كه  سالهاست حتي حاضر به پذيرفتن دوستي با اسرائيل و كوتاه آمدن از هيچ يك از اعتقادات اوليه خود نيستند به فكر وا دارد. از بعد سياسي نيز موضوع به هر سو كه پيش رود سمتي مثبت و نكوست بركناري با عدم بركناري مشايي مي تواند به ميزان زيادي روشنگر و به زيان جريان اقتدارگرا در ايران باشد از سوي ديگر تناقض در انكار هلوكاست تا به رسميت شناختن ملت اسرائل نيز موردي است كه بر تناقضات دولت نهم خواهد افزوده و از سمت ديگر با فرض بركناري مشايي بركناري او شدن  با ميل و رقبت احمدي نژاد و دولت نخواهد بود و طبيعتا نبرد قدرت را در ميان اقتدارگران در ايران افزايش خواهد داد البته در صورت عدم بركناري او اوضاع براي اصولگرايان وخيم تر خواهد شد و عملا دولت در مقابل مجلس و مراجع تقليد در قم قرار خواهد گرفت. از ديد مذهبي نيز نبايد نگاه مشايي را ناديده بگيريم تفسير او از مومن و كافر آنجا كه به حق سوال مي كند كه" يعني 5/5 ميليارد انسان را از دايره انسانيت خارج اند " و سياست ضد يهودي و به صورت كلي "فقط اسلام شيعي" را زير سوال مي برد سوال و ابهام سنگيني ايجاد مي كند  كه حاكمين 30 ساله ايران و البته مبلغين ديني آنها هرگز نخواهند توانست جواب آن را بدهند.

در مجموع آنچه گذشته است  در پايان مي بايست به آن نكته تاكيد كرد  كه به صلاح جامعه ي روشنفكري ايران است كه از مشايي به عنوان انساني كه شجاعت ابراز عقيده و ايستادگي بر روي آن را داشته است حمايت كند و البته جداي از اين موضوع بار مثبتي سخنان او  در جامعه و جهان خواهد داشت  آنقدر زياد خواهد بود كه ما را متقاعد كند تا بگوييم درود بر مشايي!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 23:3  توسط خیال  | 
درست در روزهايي كه مردم سراسر جهان شاهد مسابقات پرهيجان المپيك هستند تلويزيون ايران تقريبا در هيچ رشته اي اين رقابت ها را پوشش نداده است و تنها به مسابقات توام با شكست ورزشكاران ايراني آن هم منهاي زنان و بوكس اكتفا كرده است  اين درحالي است كه همه ي شبكه هاي ورزشي جهان از آمريكا تا اروپا و حتي همين عراق جنگ زده ي همسايه اقدام به پخش اين مسابقات كرده اند در سوي ديگر و در شرايطي كه در حال طي كردن تعطيلات مناسبتي در ايران هستيم هيچ فيلم سينمايي روز دنيا و البته ايران در اين چند روز به نمايش در نيامده است و مردم مجبور شدند براي  چندين متوجه شوند كه "عزيزم من كوك نيستم". و اين روندي است كه از ابتداي تابستان جريان داشته است در سوي مقابل، روزي نيست كه چه از طريق زيرنويس و مسابقه  و چه موعظه و روانشناسي اسلامي! و جشن هاي مذهبي در شبكه هاي تلويزيوني ايران مباني ديني براي مردم تبيين نشود. به جرات مي توان به اين موضوع اشاره كرد كه همه ي شبكه هاي تلويزيون ايران گويي تنها يك هدف دارند و آن هم گسترش نمادهاي ديني در جامعه و غرب ستيزي است و ديگر هيچ.
مي توان گفت در روزگاري كه رسانه ها نقش اساسي در سرگرمي و اطلاع رساني مردم ايفا مي كنند رسانه هاي تصويري ايران فقط  همان دو هدف ذكر شده را مدنظر دارند و ابدا خواسته ي مخاطبان مدنظر برنامه ريزان نيست گويي تلويزيون دري شده است براي بهشتي كردن ما به قول ظريفي ، اين تلويزيون فقط به درد آخرت ما مي خورد!

البته این متن به قصد اصلاح یا تذکر نیست زیرا مدیران صداوسیما آگاهانه چنین می کنند منتهی اینها را می گوییم و می نویسیم بلکه دلمان باز شود!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 18:39  توسط خیال  | 
آقاي دكتر كردان تو كه به اين سادگي دكتر شدي و زمانی که گندش در آمد ساده تر از آن مدرك يك موسسه معتبر را جعل كردي و با افشاي اين موضوع باز هم كم نياوردي و انگار نه انگار پس ببين با انتخابات سال آينده چه خواهي كرد. بيچاره ملتي كه قرار است در انتخابات بعدي آراي خود را به تو و همكارانت بسپارند تا از آنها صيانت كني واي بر ما كه يك متقلب قرار است سرنوشت كشورمان را زير نظر داشته باشد اينبار من يكي كه اطمينان دارم هيچ تقلبي رخ نخواهد داد! تو براي رسيدن به يك وزراتخانه با عمر حداكثر يك سال چه نكبت كاري كه نكردي. حالا براي رياست جمهوري دور بعد چه خواهي كرد.حالا ديگر اگر كروبي بينوا يك هفته هم نخوابد تو كارت را بلدي . منتهی يك توصيه دوستانه برايت دارم اگر خواستي در انتخابات بعدي جعلي انجام دهي جان مادرت مثل احمق ها رفتار نكن. براي مثال نكند در شمارش آراي احمدي نژاد، آرا او بيش از راي دهندگان باشد.يا نكند روز قبل انتخابات نتايج را اعلام كني! هرجاي دنيا بود با اين افتضاح خود وزير استعفا مي داد و از مردم عذر خواهي مي كرد ولي خوب اينجا ايران است و نه تنها كسي عذر خواهي نمي كند كه دهن آن بدبخت افشا كننده را هم گل مي گيرند با اين وجود دقت كن آقاي دكتر دقت، چون فقط الان اینجا ایران نیست بلکه همیشه اینجا ایران است!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 18:22  توسط خیال  | 

در خبرها داشتيم كه گويا آقاي علي آبادي فرموده اند ما در چند سال آينده آمادگي برگزاري المپيك را خواهيم داشت به همين علت از چندي پيش كميته اي تشكيل گرديده است تا مسئول برگزاري اين مسابقات ورزشي بزرگ در ايران باشد اين كميته در اولين اقدام برنامه افتتاحيه المپيك ايران را اعلام نموده است

لازم به ذكر است به علت آماده نشدن ورزشگاه المپيك تهران اين مسابقات در ورزشگاه بزرگ يكصد هزار نفري آزادي برگزار خواهد شد

برنامه افتتاحیه به شرح زیر می باشد

در ابتدا كلام الله مجيد خوانده خواهد شد سپس آيت الله گلپايگاني به نمايندگي از مقام معظم رهبري به ايراد سخنراني خواهند پرداخت بعد از آن يگان هاي مختلف بسيج ورزش ايران از جلوي جايگاه سان خواهند ديد در ادامه هيئت عزادراي نارمك به اجراي برنامه و سينه زني خواهند پرداخت سپس مداح اهلبيت حداديان دقايقي در عزاي اهلبيت به نوحه  سرايي خواهد پرداخت در ادامه امام جمعه موقت تهران خاتمي  سخنراني خواهد كرد سپس هيئت عزاداري آباداني هاي مقيم تهران به زنجير زني و سينه زني خواهند پرداخت و شور حسینی ورزشگاه را فرا خواهد گرفت در ادامه از سرداران و شهداي هشت سال دفاع مقدس تقدير خواهد شد و براي شادي روح امام خميني فاتحه اي قرائت خواهد شد. پس از وقفه اي كوتاه و براي تنوع و شاد شدن  افتتاحيه،  گردانی از برادران بسيجي به ميان ورزشگاه مي آيند و در ميان  كف و تكان دادن پرچم توسط آنها  باز هم  مداح اهلبيت حداديان اينبار در وصف اهل بيت به اجراي برنامه خواهد پرداخت و دعاي فرج و ترانه كجاييد اي شهيدان خدايي به صورت همخواني اجرا خواهد شد.  سپس جناب آقاي خياباني به عنوان مجري برنامه از تماشاگران خواهد خواست يك صدا شعار انرژي هسته اي حق مسلم ماست و اي رهبر آزاده آماده ايم آماده سر دهند  و از پدر ورزش ايران علي آبادي دعوت خواهد كرد كه براي سخنراني به روي صحنه بيايد.در ادامه شركت كنندگان المپيك و كاروان هاي ورزشي از ميان خواهران قران به دست سياه پيش عبور خواهند كرد و در پايان با رمز يا زهرا مشعل المپيك روشن خواهد شد. در انتها  و براي حفظ امنيت بر روس سکوی ای که در گوشه ای از ورزشگاه قرار داده شده است  تعدادي از ارازل و اوباش به دار آويخته خواهند شد و كاروان هاي ورزشي كشورهاي مختلف براي اداي احترام به روح بنيانگذار انقلاب به سوي حرم مطهر روانه مي گردند.

لازم به شرح است كه در اين برنامه فيدل كاسترو به همراه برادر ، چاوز ،‌بشار اسد ، مقامات ارشد حماس ، نصرالله ، حاكم سودان و تعدادي از مقامات ارشد  ليبي به نمايندگي از قذافي حضور خواهند داشت.

پایان خبر/

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 17:6  توسط خیال  | 

حرف زيادي ندارم فقط مي خواهم از صدا و سيما وبه خصوص جناب آقاي مهندس ضرغامي رياست اين سازمان به سبب آنكه امروز مانع آن شدند تا ما با مشاهده ي زنان  عريان و نسبتا عريان چيني و غير چيني مرتكب گناه و عقوبت شديد در آخرت شويم از ايشان تشكر كنم و خدمت ايشان و همكاران و همفكران ايشان عرض كنم كه يقينا پاداش اين عمل خير در اين دنيا از مقام معظم رهبري ودر آخرت  از خداوند دريافت خواهند نمود ضمنا در تذكر دوستانه خدمت ايشان و مسئولين رسانه ي ملي  عرض كنم كه مراقب اين آقاي خياباني هيز هم باشيد بنده به تكرار مشاهده كردم كه درست در زماني كه جناب ضرغامي و مجموعه تحت امرشان با عملي خداپسندانه تصاوير مستهجن المپيك را حذف مي كرديد اين آقا جواد تماما چشمش به مانيتور گوشه ي ديگر استوديو بود تا از آن طريق آن صحنه هاي زشت را مشاهده كند به هر حال براي صداو سيمايي كه جهتش جهت خدايي است ونهايت همت خود را براي حفظ ارزش ها  نظام مقدس نهاده است  پسنديده نيست كه يكي از مجري هاي آن با چهره اي مذهبي اينچنين هيز و چشم چران نواميس ملت غيرتمند چين و ورزشكاران ديگر كشور ها باشد.اميد است كه اين نقيصه نيز با درايت جناب عالي برطرف گردد

من الله توفيق

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 0:56  توسط خیال  | 

بزرگي مي گفت در اين شهر همه مقصرند ولي هيچ كس گنه كار نيست آري همه ما مقصريم من و شما، تفاوتي هم ميان ما در اين ميان نيست همه ما مقصريم همه ما با عملمان، با نگاهمان ، با كلامان و با افكارمان مقصريم،  ولي به راستي كداميك از ما گناه كاريم و كدام يك  حاضريم در مقابل هر ميزان از تقصير مجازات شويم؟ مگر مي توان شاهد اعدام سي نفر در يك روز بود و خود را در مقابل جرم آنان بي تقصير ناميد و بي تفاوت از آن گذشت؟  مگر آنان همان دوست و همسايه و يا همان مردم آزار محله ما و در دور دست ترين حالت همشهري ما  نبوده اند؟ ، مگر مي شود كودك گل فروشي را در چهارراهي ديد و خود را بي تقصير ناميد؟ ، مگر مي توان خواهش دختر فال فروش را نگريست و بي تفاوت بود؟ نه! براستي ما مقصريم ما مقصريم براي سكوتمان ، براي بخلمان و براي تنگ نظريمان، ولي ما  مقصراني هستيم كه مجازات نمي شويم و در نهايت ناجوانمردي  همه تقصير خود را بر شانه كساني مي اندازيم تا با اشد مجازات و با بار سنگين گناهان متعدد به پاي چوبه ي دار بروند. ما مقصريم ولي مجازاتمان را پسري كشيده است كه همه كودكي را با خشونت و تحقير طي  كرده است  و چون به جواني  رسيد  اوباش  ناميديمش، ما مقصريم اما مجازاتمان را مادري خواهد كشيد كه براي سير شدن شكم فرزندش ،تنش را مي فروشد  تا ما شاهد سنگسارش باشيم آري ما مفصريم! مقصرنان بی گنا!، 

 

در ميان خبر اعدام سي نفر در سحرگاه روزي كه طي شد پرسش هايي مختلفي را در ذهن ايجاد مي كند پرسش هايي كه گاه رنگ سياسي به خود مي گريد و گاه تا اعماق جامعه رسوخ مي كند

شايد اولين سوال آن باشد كه آيا صادر كنندگان اين احكام  با اطمينان اين تصميم را گرفته است و يا با ترديد؟ آيا از اعدام 30 نفر خرسند است يا غمگين؟! و آيا آنان همان كساني نيستند كه سالهاست مسئوليت فرهنگ و امنيت جامعه را به عهده گرفته اند؟

هرچند پاسخ سوال فوق چندان اهميني ندارد و نبايد چندان به دنبال پاسخ آن بود ولي  به هر صورت نمي توان به آن فكر نكرد

اما موضوع دوم گناهكاري اين افراد است، بدون در نظر گرفتن فعل اعدام كه چندان مورد تاييد نيست سوال ديگري كه مدام ذهن را درگير مي كند گناهكاري يا بي گناهي اين افراد است  ايا با توجه به همين قوانين فعلي ايران اين 30 نفر همه مستحق اعدام بوده اند؟ پاسخي منفي به اين سوال تن را مي لرزاند ، نه براي بي گناهي فرد و يا افرادي كه كشته شده است و نه براي آنان كه اين احكام را صادر كرده اند ، اين لرزش به سبب بي تفاتي نسبت به پاسخ اين سوال است

كاش به جاي به تماشا نشستن وشمردن آخرين نفس هاي يك متهم ، به بالاي چوبه دار مي رفتيم و براي لحظه اي طنابي را كه زندگي را از شخصي خواهد گرفت به گردن مي انداختيم در آن زمان شايد آسوده و با هيجان به صحنه مرگ يك انسان نمي گريستيم  شايد به دنبال راه حل بهتري مي گشتيم تا شهرمان را امن ترين شهر جهان كنيم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 1:27  توسط خیال  | 

آقاي احمدي نژاد سلام!

امروز مي خواهم كمي با شما صحبت كنم صحبت كه نه درد ودل كنم، راستش وقتي شنيدم قرار است  يارانه ها به صورت مستقيم پرداخت شود   كمي به من برخورد حقيقتش را بخواهيد تا حالا كه سي و چند سال عمر از خدا گرفته ام دستم را جلوي هيچ كسي دراز نكرده ام حتي وقتي شنيدم قرار است برويم و ثبت نام كنيم نمي دونم چرا يه جورايي شرمم شد قبل از اين كه شما رئيس جمهور شويد يك عده اي مي گفتند اگر شما بيايي گدا پروري مي كني و ما مي گفتيم يعني چه ؟! حقيقتش اين چند وقته همين حس به من دست داده است حس مي كنم مي خواهند به من صدقه بدهند به هر حال كلي با خودم كل كل كردم و كلنجار رفتم  تا قبول كردم  كه اگر گدايي هم هست ماله همه است مال من يكي كه نيست! تازه خودم را كمي متقاعد كرده بودم كه  خبراي ديگه اي هم شنيديم كه كلي نظرم را عوض كرد تا حدي كه تصميم گرفتم به عنوان يك شهروند ايراني از شما بخواهم ماهي 50 هزار تومان به ازاي هر عضو خانواده ام از من بگيري و بي خيال اين طرح شوي

آخه محمود جان ما همين حالا هم از پس پرداخت پول آب و برقمون بر نمي يايم و هرچند وقت يكبار هم تلفونمون را به خاطر بدهي قطع مي كنند حالا اين وسط  از كجا بياوريم  5 برابر بيشتر پول برق بديم؟

نكنه مي خواي برق هم كه قطع نيست  بازم  ما از صبح تا شب  تابستان ها  از گرما تلف بشيم تا صرفه جويي كنيم!، نكنه مي خواي يخچال ها را خاموش كنيم  و خوراكي هامون را بگذاريم توي چاه ،‌ و براي شستشو هم از چاه آب بكشيم، يا اينكه با جارو دستي خونه رو جارو بزنيم ، تازه بقال محله هم مي گفت اگر برق گران شود خودش شخصا قيمت اجناسش را 20 درصد گران مي كند.

نون 200- 300 توماني را چه كار كنيم آخه با ماهي 50 هزار تومان فقط پول نون اضافي مون را مي توانيم بدهيم

تازه من خوش خيال را بگو گفتم بنزين براي يكبار و براي هميشه گران شد راحت شديم ديروز يكي از دوستام مي گفت نه خير بنزين هم دوباره گرون مي شه

آخه اخوي تو مي خواي اين يك ليوان شير رو هم كه اصلا معلوم نيست چقدرش شير است و چقدر آب را هم از ما بگيري اين انصافه ، بچه من پس چي كار كنه؟‌شير خشك هم كه يارانه نداده گران شده است كاشكي زود بزرگ بشه بره مدرسه مي گن اونجا شير رايگان مي دن، زن ساده ي من را بگو مي گفت صبح ها  تو هم بيا برو تو  يك سوپري ماركت ديگه تو صف  دو تا شير بيشتر بگيريم تا بيشتر مصرف كنيم بلكه بعدا با كمبود كلسيم روبرو نشيم

حالا اينا همه به كنار شرمنده ها،  ولي راستش من از اين مي ترسم كه وضع از ايني كه دارند مي گويند  هم بدتر بشه آخه شما دست به هر چي هم مي زني وضعيتش بهتر كه نميشه تاره خرابت ترم مي شه  حقيقتش من كه به كل گيج شدم ولي اينجور كه  فهميدم نتيجه اين طرح اين مي شه كه اون هايي كه وضع ماليشون خوبه كمي بيشتر پول خرج  كنند و به جاش توليدات و محصولات و كالاهاشون را گران كنند  و ما بدبخت ها  بيشتر از بيشتر صرفه جويي كنيم، كمتر مصرف كنيم بلكه خرج و دخلمان به هم برسد

حاجي جون قربون او قدت برم الهي من فدات بشم يك لطفي به من بكن اگر قرار است ما تورم 70 –80 درصدي داشته باشيم من يكي نوكرتم با آغوش باز و با كمال ميل ، ماهي  50 هزار تومان خودم شخصا مي آورم و هرجا كه بگويي خدمتت تقديم مي كنم  شما  هم دست به اين وضعيت نزن، اشكالي نداره  خودمان يك كاري مي كنيم ،انگار وام گرفتم  فوقش شبي چند ساعت بيشتر مسافر كشي مي كنم كار كه عار نيست اصلا جوهره مرده  بيشتر كار مي كنيم مگر به كجا بر مي خورد؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 14:51  توسط خیال  |