تبليغاتX
در انتهای خیال

به خاطر يك سفر كاري من سه روز آخر هفته سفري به اصفهان داشتم و از نزديك شاهد وقايع اين شهر بودم نكته قابل توجه آن بود كه تقريبا تمامي اصناف در هسته مركزي شهر تعطيل بودند.و بحث اول در اين شهر پيرامون همين اعتصابات است

در روز چهارشنبه در ضلع جنوبي ميدان نقش جهان اجتماعي اعتراض آميزي برگزار شده بود كه جمعيتي در حدود 1500 نفر در آن حضورداشتند و نسبت به وضع موجود اعتراض داشتند در اين ميان جمعيت چندين شعار شنيدي هم سر دادند از جمله عدالت نمي خوايم نمي خوايم و فلسطين را رها كن فكري به حال ما كن ُ در لحظاتي هم نيروهاي ضد شورش با چندين نفر درگير شدند كه من در اين زمان ميدان نقش جهان را ترك كردم!

اين اعتراض تحت نظارت شديد نيروهاي مخصوص امنيتي و پليس اتفاق افتاد در سر هر چهارراه در شهر اصفهان هم شاهد حضور چندين ماشين ضد شورش بوديم كه تقريبا شهر را به حالت نيمه امنيتي تبديل كرده بود

مردم اصفهان هم به شدت پيگير اين موضوع هستند و گويا بنايي هم نداشتند تا كوتاه بيايند شخصي مي گفت هرچه گفتند گفتيم چشم ، بگذار يك جا هم بگوييم نه كه بفهمند سيب زميني نيستيم، و پيرمردي هم با لهجه اصفهاني مي گفت احمدي نژاد گفته است اين ماليات در دنيا 30 درصد حالا اگر كوتاه بياييم تا 30 درصد هم پيش مي روند

نكته ديگر آنكه جو اصفهان در شرايط موجود بيش از آنكه جوي اقتصادي باشد سياسي است و شايد نارضايتي مردم در اين چند ساله امروز به شكل يك اعتراض فراگير مدني در اين شهر مهم ايران رخ داده است.

 

به هر حال اين هم گزارش شخصي من از مشاهدات عينيم از اصفهان
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 4:3  توسط خیال  | 

امسال هم چون سال هاي گذشته شاهد پخش چندين سريال در ماه رمضان بوديم فيلم هايي كه به نظر مي رسد چندان نتوانست رضايت بينندگان را جلب كند

البته به اين دليل واضح كه بنده كارشناس  سينما و تلويزيون نيستم پس طبيعتا نمي توانم پيرامون وضعيت فني و كيفيت فيلم هاي پخش شده در سينما يا در صدا و سيما نظر كارشناسي بدهم ولي آنچه به عنوان يك مخاطب در مورد فيلم هاي رمضان امسال به نظرم مي آيد آن است كه در اين فيلم ها نوعي شتاب زدگي در انتخاب موضوع وجود داشته است به نحوي كه هيچ كدام از اين سريال ها چندان باب ميل بيننده نيست 

ولي شايد اوج اين ناشي گري و شتاب زدگي را بتوان در روز حسرت مشاهد كرده فيلمي كه مي توان به واقع آن را  فيلمي هندي اسلامي نام نهاد

در اين فيلم شاهد بوديم كه كارگردان به هر صورت سعي دارد ببينده را معتقد به برزخ كند و آنچه را خود مي پندارد به هر قيمتي به خورد بينندگان اين سريال بدهددر واقع در همه ي قسمت هاي اين سريال مي توان اين موضوع را مشاهده كرد كه نويسندگان و كارگردان سعي در بر اين دارد كه موضوع حيات بعد از مرگ و مجازات در اين دنيا و آن دنيا را و البته در برزخ را به مخاطبان خود يادآوري كند. موضوعي كه شايد به خودي خود و با توجه به رويكرد صدا و سيما چندان عجيب و قابل پذيرش نباشد

اما موضوع قابل ذكر آن است كه اين فيلم در  همه وجوه دچار اغراق و زياده روي شده است به نحوي كه  فيلم به شكل كاملا مضحكي به پايان مي رسد و كساني كه بيش از يك ماه پيگير اين سريال بوده اند به نوعي دچار سرخوردگي مي گردند.

اينكه فريده همان كسي كه حاج رضا و همسرش در روستايي به دنبال آن مي گردند به خودي خود بسيار مضحك است حال آنكه اين موضوع با يك خواب آشكار مي گردد! ؛ اضافه كنيد  به اين ماجرا حادثه ي تصادف مسعود را كه دقيقا به سرنوشت معصومه دچار مي شود  و البته داستان بيماري زن نابينا و دخترش در شيراز و چشم برزخي نرجس همسر حاج رضا  و بسياري موارد ديگر كه در اين فيلم به شكل ناشيانه اي يكي پس از ديگري به وقوع پيوست

لازم به ذكر است كه سينما ماورا در تمام دنيا مرسوم و بخش زيادي از سينماي دنيا را به خود اختصاص داده است ولي آيا بجاست كه با استفاده از اين عنوان و تلفيق آن با باورهاي شيعي و اسلامي جامعه را دچار خرافات كنيم جامعه اي كه خود شديدا از اين درد از جاهليت به ارث رسيده  رنج مي كشد.

حال آنكه سواي اين موضوع ما شاهد يك فيلم ابر هندي نيز بوده ايم. فيلمي كاملا بي سر و ته كه نويسنده و كارگردان با ناديده گرفتن فهم و شعور بيننده هرچه خواست در آن اعمال كرد و بيننده را با با به كار بردن واژه" تقدير" در پايان سريال مجبور به پذيرش ان كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 16:13  توسط خیال  | 

 

از ميان ميليون ها ميليون اسپرم که دانه به دانه، تن به تن تلف شدند

من، آری من انتخاب شدم ، حال هرچه مي خواهي بر سرم بیاور ای زندگي ،

 من از آن زمان تا ابد خوشبختم،‌من نظر كرده شده ام ، نظر كرده ي تخمكي كه در آن بحبوحه بي همتا و در ميان هجوم سهمگين رقبا، سخت عاشقم شد.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 23:25  توسط خیال  | 

همه نظريه ها و تمام نظام هاي فكري و اعتقادي روزي به پايان كار خود مي رسند اين اصلي است كه شايد كمتر كسي است كه نسبت به آن شك داشته باشد در واقع هر سخني تاريخ مصرفي دارد و پس از گذشت تاريخ مصرف توليد كننده هرچه سعي كند ديگر سخن ، فکر  و كالايش خريداري نخواهد داشت

آنهايي كه روزي سخنانشان شنيدني است روزي كلامشان آنقدر مضحك مي گردد كه ديگر كسي حوصله اي براي شنيدنشان نخواهد داشت و به زودي جايي براي عرضه خود نخواهند داشت هرچند دوره زماني گذر آنان با توجه به عمق افكار و خدماتشان يقينا متفاوت خواهد بود.در  اين حال افكار و افرادي كه كلامشان چندان بر پايه عقل و منطق نيست سريع تر و زودتر به پايان خط خواهد رسيد.

در اين چند روز كه محمود احمدي نژاد به نيويورك رفته است به وضوح مي توان به اين موضوع پي برد هرچند او سعي مي كند با شكلك در آوردن و شانه بالاو پايين انداختن نوعي ديگر از احمدي نژاد را نشان دهد ولي نكته قابل انكار آن است كه در اين چند روز هرچه از او شنيديم سخناني بود كه بارها شنيده بوديم و حتي مي توان گفت شنيدن يكي از مصاحبه هاي احمدي نژاد و يا سخنراني ها ي او در اين چند روز كافي است تا ديگر پيگير مابقي گفته هايش در اين سفر نباشيم در واقع رئيس جمهور ايران به وضعيتي دچار شده است كه حتي براي چندين سخنراني در يك يا دو روز هم سخن جديدي ندارد

انكار اسرائيل و درخواست براي برگزاري رفراندوم در كل مناطق مورد مناقشه ، ادعاي افول آمريكا ، آزاد دانستن كشور ايران ، انكار همجنس گرايي در ايران، و تاكيد بر حقانيت جمهوري اسلامي كه البه آن را ملت ايران مي نامد در مورد انرژي هسته اي تمام آن چيزي است كه احمدي نژاد در اين روزها شايد روزي پنج يا شش بار آن را تكرار مي كند

در اين ميان نكته اي كه بايد به ان اشاره كرد آن است كه اين روند به شكل آشكاري نشان مي دهد كه به زودي دوره احمدي نژاد به سر خواهد آمد چرا كه او ديگر سخني جديدي براي گفتن ندارد گويي نه احمدي نژاد بلكه تئوريسيان هاي او نيز به پايان راه خود نزديك شده اند

به ياد بياوريد زماني را كه رئيس جمهورمان براي اولين باز سخن از حذف اسرائيل و يا انكار يهودي كشي و يا انتقاد از سازمان ملل پرداخت چه جنجالي به پا كرد ولي امروز چه؟ امروز او هماني است كه رسانه از پيش او را توصيف كرده اند و همان هايي را مي گويد كه از پيش حدس زده مي شود!

امروز او همان سخنان سالهاي قبل را بارها تكرار مي كند در حالي كه امروز حضار فقط شنونده هستند و كمتر كسي عكس العملي نشان مي دهد. 

در واقع مي توان به اين نكته اشاره كرد كه احمدي نژاد خيلي زود تمام شده است در حالي كه نه توانسته است خود را در حد يك ديكتاتور به مانند هيتلر و حتي صدام معرفي كند و نه توانسته است چهره اي صلح طلب از خود به نمايش بگذارد و نه حتي توانسته است مسيري فكري  را باز كند تا صحيح يا غلط همفكران او در ان جهت بتوانند راه و كلامش را ادامه دهند

در پايان مي توان گفت ماحصل پديده ي احمدي نژاد چيزي نبود  جز فلاكت ملت ايران و اين بهاي سنگيني است كه ايرانيان براي ماجراجويي هاي بي فايده ي او پرداخت كرده اند. ماجراجويايي ها كه اين روزها بيش از بيش پوچ بودن آن براي مردم ايران و جهان به اثبات رسيده است شايد او مصداق واقعي ضرب المثل قديمي ماست كه پسته چون لب وا كند رسوا شود!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 21:53  توسط خیال  |