تبليغاتX
در انتهای خیال

سرانجام پس از ماهها كش و قوس بر سر مسند وزرات كشور مهندس محصولي بر اين جايگاه تكيه زد تا يكي از نزديك ترين افراد به رئيس جمهور و اصلي ترين حامي مالي در انتخابات پیشین به صورت رسمي در دولت احمدي نژاد جايگاهي ويژه يابد و از هم اكنون خود را بر برگزاري انتخابات رياست جمهوري در خرداد سال آينده آماده كند

هرچند رخداد جاري  و تغيير وزير كشور از كردان به محصولي با عنايت به اين موضوع كه محصولي يكي از نزديك ترين حاميان احمدي نژاد در انتخابات قبلي و طبيعتا در انتخابات آينده خواهد بود. ابدا نگراني پيرامون صحت انتخاب رياست جمهوري را كاهش نداده است و اين نگراني همچنان و شايد در مقياس وسيع تر بر جاي خود باقي است ولي از نگاهي ديگر منتقدان دولت بايد نسبت به انتخاب محصولي چندان ناراضي نباشند.در زماني كه پارادوكس هاي احمدي نژاد يكي پس از ديگري خود را نمايان مي كند محصولي تناقض ديگري است كه در دولت نهم  خود را نمايان كرده است و طبيعتا در صورت پرداختن درست و به موقع نسبت به اين موضوع مي تواند محصولي يكي از زيان بارترين مهره هاي احمدي نژاد براي او باشد. با نگاهي به محصولي در مي یابيم كه او به صورت كاملا واضخ دست كم در سه مورد با  ويژگي هاي  دولتي رجايي مسلك و عدالت طلب در تضاد است. در تشريح اين موضوع بايد به دو بخش جنجالي پيرامون محصولي پرداخت. اولين موضوع ثروت فراوان و مهمتر از آن ابهام پيرامون چگونگي كسب آن است. ارتباط وزير كشور با مافياي زمين و نفت مواردي نيست كه بتوان به راحتي از كنار آن گذشت. همچنین براي دولتي كه در اصل برنامه هاي خود مبارزه با قله هاي ثروث را قرار داده است. حضور شخصی كه تا نزديك دهه ي هفتاد هيچ ثروت و تخصص برجسته اي نداشته است چه مفهومی می تواند داشته باشد؟ جمع آوري درآمدي نامعلوم و وسيع لكه تاريكي است كه مي توان با هوشياري، افكار عمومي را نسيت به آن آگاه كرد و به شكلي واضح تضادي آَشكار در دولت ساده زيست را نمايان كرد. تضادي كه مي تواند در انتخابات بعدي  شعار ساده زيستي و  آنچه  شباهت يه رجايي و دولت رجايي خوانده مي شود و در كنار آن شعار مبارزه با فساد و آنچه احمدي نژاد قله هاي ثروت  مي نامید را براي او و حاميانش تبديل به ادعايي مضحك و دروغين كند. اما  پارادوكس بعدي محصولي و حضور او در وزارت كشور به تضاد حضور او در اين سمت با اصل محوري عدالت بر مي گردد واژه اي كه در كنار ساده زيستي و مبارزه با فساد سومین عامل اساسي در پيروزي احمدي نژاد در انتخابات 84 بود. در كجاي مفهوم عدالت آمده است شخصي كه به صورت آشكار و پنهان مسئول و حامي مالي رئيس جمهور بوده است درست هشت ماه پيش از انتخابات به مسئول برگزاري انتخاباتي برگزيده شود كه همان رئيس جمهور در آن شركت خواهد كرد؟ با كدامين استدلال مي توان اين رخداد را ناشي از عدالت پنداشت ؟ به راستي شخصي كه در تمام موارد حامي نامزدي در انتخاباتی بوده است در نظام بسته به مانند جمهوري اسلامي ايران مي تواند عادلانه و با دوري از تقلب و حفظ انصاف انتخاباتي بي طرف برگزار كند؟

پاسخ به اين سوالات و آنچه در بالا ذكر شد بيانگر آن است كه گروههاي سياسي در كنار دقت  و وسواس براي حراست و صحت  انتخابات مي توانند موارد ذكر شده را در كنار تضاد هاي بيشمار ديگري كه در اين سالها در دولت نهم رخ داده است وسيله اي قرار دهند تا در عمل  پوچي دولت نهم  را براي عموم مردم آَشكار سازند.کافی است احمدی نژاد،محصولي ،عدالت ،ساده زيستي ، قله ها ي ثروت و مافيا را در كنار هم قرار دهيم تا پارادوكس بزرگي را كه شكل گرفته است مشاهده كنيم و تتیجه آنکه حضور محصولی را باید اتفاقی میمون دانست هرچند در اين راه و در ظاهر كردن اين تناقض ها دقت ،هوشياري ، تيز بيني ،واقع نگري و انصاف نيز نبايد از ياد برود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 13:16  توسط خیال  | 

 

در اظهار نظري عجيب رهبر فرزانه ايران فرمودند خداوند از كساني كه دولت را با بي بند و باري نقد مي كنند  به اين راحتي ها نمي گذرد و مطبوعات را به خاطر انتقاد از دولت و شايد هم به خاطر آنكه هرچند با لكنت زبان، زبان قشري از مردم هستند شديدا مورد نكوهش قرار داد. ايشان در حالي اين سخن را فرمودند كه گويا خود را از نائبي امام زمان يك پله بالاتر برده اند و نائب خدا شده اند. شايد هم اين از آفات قدرت است طبيعي است كسي كه سالها بر مسند قدرت نشسته است و تا آخرين روز زندگيش  بنايي بر رفتن ندارد اينچنين سخن بگويد كسي كه بي هيچ پاسخگويي فقط خود را به حق مي داند. حكومتش را در ميان اين همه ظلم و جفا دموكرات ترين حكومت دنيا مي داند. و خودش را عقل كل فرض مي كند.  طبيعي است  در مقابل كساني كه اندك مواضع متفاوتي دارند اينچنين خصمانه بر آن ها بتازد  با وجود اینکه  او مي داند اين تاختند فقط به اين سخنان ختم نمي شود و از فرداي سخنان معظم له فدائيانش نفس كشيدن را بر مطبوعات تنگ خواهند كرد ولي باز هم  هيچ ابايي ندارد و اوباش گري در گفتار را بي هيچ وقفه ای ادامه مي دهد اما در اين ميان سوال كليدي آن است كه حقيقتا خدا از چه كسي نخواهد گذشت؟. 

 موضوع جالب تر در اين ميان آن است كه انتقادات اخير از دولت هيچ ارتباطي با مطبوعات و مخالفين برون جناحي دولت ندارد بلكه آنچه در اين روزها شاهد بوديم درگيري درون جناحي بود كه اوج آن در استيضاح كردان و ماجراي مشايي خود را نمايان كرد حال بايد پرسيد كه رهبر به اصطلاح بي طرف ايران به چه حقي مطبوعات را سرزنش مي كند. به چه حقي مي خواهد همين صداي بي جان را هم خفه كند. گويا اين آقا نمی داند كه نبرد اين روزها ميان موتلفه است رايحه ي خوش ، ميان مصباحيون است و ناطقيون ، و درکمال بي انصافي و بي رحمي مطبوعات را شماتت مي كند  آن هم مطبوعاتي كه از مرز خود سانسوري گذشته اند. گويا واقعا او و همفکرانش بی حواس شده اند. شايد هم مقام معظم رهبري او دچار فراموش شده است و گذشته را از ياد برده است شايد فراموش كرده است كه او بوده است كه در بيست سال گذشته با دشمن تراشي مدام و پياپي  و با فراري دادن نيروهاي داخلي باعث افت دائم ايران گشته است شايد او فراموش كرده است كه چگونه دستگاه نظارتش مانع آن شده اند تا متخصصين ايران به قدرت برسند و همه را آواره غربت و يا خانه نشين كرده است شايد فراموش كرده است كه گدا پروري امروز و كاسه ي چه كنم چه كنم كه اين روزها در دست مردم است زائده تفکر کژ اوست شايد او فراموش كرده است كه تفكرات طالبانه او بوده است كه بخش عظيمي از ايرانيان را نسبت به اعتقادات مذهبشان بي تفاوت و  سرخورده است و باز هم همان سوال كليدي به راستي خدا از چه كسي نخواهد گذشت؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 11:23  توسط خیال  |